غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
121
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
سراى تو اقدام نمايم و من رعايت جانب تو كرده متعرض نگشتم و مكتوبات معاويه را بمروان نمود آنگاه سعيد و مروان متفق اللفظ و المعنى بر معاويه لعنت كرده به او نوشتند كه چون تو در ميان اقرباء خويش مخالفت و نزاع مىافكنى حق بجانب امير المؤمنين على عليه السّلام بود كه ترا ظالم و ضال ميگفت و طاغى و ياغى ميدانست و در سال مذكوره اسامة بن زيد بن الحارثه رضى اللّه عنه وفات يافت كنيت اسامة ابو محمد بود و قيل ابو زيد و قيل ابو خارجه و مادرش ام ايمن است خاصهء رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم و از جملهء فضايل اسامه رضى اللّه عنه آنكه حضرت مقدس نبوى صلوات اللّه و سلامه عليه او را بر لشكرى كه از اكابر مهاجر و انصار داخل آن بودند امير گردانيد چنانچه در ضمن وقايع سال يازدهم از هجرت مرقوم كلك بيان گرديد و همدر اين سال ثوبان غلام خواجهء كاينات عليه افضل التحيات در حمص وفات يافت و در همين سال بروايت امام يافعى جبير بن مطعم بن نوفل بن عبد مناف كه از جمله اشراف قريش بود بعالم آخرت شتافت و ايضا حسان بن ثابت الانصارى همدرين سال عالم فانى را وداع كرد و او مداح سيد ابرار بود و بهجو كفار فجار قيام مينمود و اين دو بيت كه ثبت مىشود از قصيدهء اوست كه در مخاطبهء ابو سفيان در سلك نظم كشيده شعر هجوت محمد فاجبت عنه * و عند اللّه فى ذاك الجزاء فان ابى و والدتى و عرضى * بعرض محمد منكم وقاء و از جملهء فضايل حسان آنكه رسول صلى اللّه عليه و سلم در شان او فرموده كه ان اللّه يؤيد حسان با نافح مدت عمرش صد و بيست سال بود شصت سال در جاهليت و شصت سال در اسلام و در تاريخ يافعى مسطور است كه پدر حسان و جد او نيز همين مقدار عمر يافته بودند و همدرين سال بقول بعضى از ارباب اخبار حكيم بن حزام بن خريلد بن اسد بن عبد العزى بن قصى كه برادرزادهء خديجه بود رضى اللّه عنها روى بعالم عقبى آورد و او نيز صد و بيست سال عمر يافت شصت سال در جاهليت و شصت سال در اسلام و صد برده در جاهليت آزاد كرد و صد برده در اسلام و حكيم رضى اللّه عنه در روز فتح مكه مسلمان شده بود و نوبتى سرائى به شصت هزار درم بمعاويه فروخته همه را در راه خدا تصدق نمود و فرقهاى از اهل خبر بر آن رفتهاند كه ولادت حكيم در اندرون خانه كعبه وقوع يافته بود و اللّه تعالى اعلم بصحته و در همين سال ابو قتاده حارث بن ربعى الانصارى و مخرمة بن نوفل الزهرى وفات يافتند و ابو قتاده در اكثر مشاهد ملازم ركاب فلكفرساى خاتم الانبيا بود و در غزوهء غابه آنحضرت درباره او فرمود كه فى ذلك اليوم خير فرساننا ابو قتاده مدت عمر ابو قتاده از كتبى كه در وقت تحرير اين اوراق در نظر بود بوضوح نهپيوست اما چنان معلوم شد كه اوقات حيات مخرمه صد و پانزده سال بوده و اللّه تعالى اعلم و در سنهء خمس و خمسين كه عبيد اللّه بن زياد از خراسان بازآمد معاويه عبيد اللّه بن عمرو بن غيلان را كه زياد از قبل خويش بحكومت بصره نصب كرده بود عزل نموده آن منصب را بعبيد اللّه بن زياد داد و عبيد اللّه در بصره توقف كرده اسلم بن زرعة الكلابى را بخراسان فرستاد و در اين سال ابو اسحق سعد بن ابى وقاص